۲۹
Operator gimme the line
دسته : (دستهبندی نشده) توسط مدوسا در ۲۹-۰۳-۱۳۸۸
بعد از سومین بوق صدای مردانه ای(بیحوصله) از اونطرف خط میگه :بعععله
مدوسا : خسته نباشین، آموزش پ…
قبل از اینکه جمله ام تموم بشه آهنگ Fur elise ، با تمپوی تندتر از عادی تو گوشی میپیچه.
-(صدای زنانه، تو پس زمینه صدای اتاقی شلوغ ) الو
-سلام. میتونم با خانم صولتی صحبت کنم؟
-اینجا آموزش پرستاریه (بوق قطع تلفن)
برای بار دوم شماره دانشکده رو میگیرم. و شروع میکنم به خط خطی کردن کاغذ روبروم.
-بعععله؟
- دفعه پیش اشتباه وصل کردین، با خانم صولتی کار دارم تو آموزش…
سه بار تکرار ۲میزان اول فورالیز
-(صدای مردانه و خیلی شاد) بله؟
-خانم صولتی لطفا
-خانم صولتی؟ اینجا آقای صولتی داریم….نه، اینجا آزمایشگاه حشره شناسیه
خط محکمی روی کاغذ روبروی جائیکه نوشته م مرداد میکشم : الو…آقای محترم، وایسا جمله من تموم شه … آموزش پ-زش-کی
بعد از ۴ بار تکرار مکانیکی و بی احساس همون آهنگ
-بللللللله؟
- آخ سلام خانم صولتی. خوبین؟ گئورگن هستم
-خوبی خانم
-مرسی…ببینید خانم صولتی. من میخوام مرداد بخش داخلیم (خودکار رو میذارم روی مرداد ماه) رو مرخصی بگیرم بجاش(خودکار رو میبرم روی مهر) مهرماه برش دارم
-خب چرا؟
مکث میکنم و یه لحظه فکر میکنم براش توضیح بدم که تو گرما حالم بد میشه و از حالا دست و چشمم داره اذیت میکنه و میخوام داروی جدیدی رو -که چند دوزش اثر خیلی خوبی برام داشته،با وجود تمام عوارضش، تحمل کنم و بخاطر تهوع و بیخوابی که میده میخوام صبحها خونه باشم و….هی، اصلا چرا باید توضیح بدم؟
-مگه ما ۳ماه مرخصی نداریم؟
-خب چرا دارین
- باید دلیلی بیارم برای مرخصی؟(یه علامت سوال روی کاغذ میکشم)
-خب کدوم ماه؟
از اول توضیح میدم
-نمیشه. ظرفیتش پره
- پر نیست خانم صولتی. من اطلاع دارم خانم(ورقه رو برمیگردونم و پشتش رو میخونم) دکتر صابری جاش خالی شده
- گفتم که پره
- یعنی کسی رفته بجاش؟
- نه
-وااا! پس چه جوری پره؟ من واقعا این جابجایی رو لازم دارم
- ببین من سرم خیلی شلوغه. میگم پره دیگه. من میدونم یا شما؟
خودکار رو پرت میکنم رو میز و خم میشم به جلو : ببین خانم صولتی (سعی میکنم شمرده حرف بزنم) دوتا پرنده نشستن رو یه شاخه، یکیشون میپره میره، چندتا پرنده باقیمیمونن؟
صدای نفس عمیقش از پشت گوشی میاد و بعد جملاتی که مسلسل وار رها میکنه. این بین فقط میفهمم همه پزشکها رو متهم میکنه به اینکه خودشونو بالاتر میبینن .
- اینطورم نیست خانم صولتی.تو یه دلیل منطقی بیار که اون ماه پره…نه مساله تو اینه که سقّتو با نه برداشتن، کار کسیو نمیخوای را بندازی. همه بچه ها شاکین ازت…الو؟ الوووووووووووووووو؟
گوشی رو میکوبم رو تلفن، خم میشم روی دست چپ دردناکم و چشمهام رو میبندم. نفسم که به شماره عادی برمیگرده صاف میشینم و بلند میگم: من چیکار کردم؟؟
چند لحظه خیره به جلوم نگاه میکنم : مدوسا…این که دیگه کاری برات انجام نمیده.
چنگ میزنم و برگه رو از روی میز برمیدارم : دیگه کجا رو میشه خالی کرد؟ آی ی ی چیکار کردی مدوسا؟
برگه رو مچاله میکنم و پرت میکنم گوشه اتاق. دستام رو میزنم زیر چونه و به میز تکیه میدم. دست چپم ول میشه و سرم یکوری میره. تکیه میدم به صندلی : چی گفتی مدوسا؟
جمله پرنده رو یادم میاد و ریز ریز میخندم. سعی میکنم درحالت عصبانیت تصورش کنم ولی فقط حالت همیشگیش یادم میاد : اخم بزرگ و دماغی که جوری چین داده که انگار بوی بدی شنیده باشه.
——————————————————————————————
این چند روز عصبانیم. حالت سرخوردگی و ناراحتی چند ساعت اولم تبدیل شده به خشم و خشم و خشم. با همه دارم دعوا میکنم …مسئول دفتر تلفن همراه، آشپز بیمارستان، همراه مریض، منشی دکتر و… . اول میخواستم از روز رای گیری بنویسم …دیگه حسش نیست.
